زهره حمیدی یکی از چهرههای خوشنام و محبوب سینما و تلویزیون ایران بود؛ بازیگری که سالها در نقشهای مادرانه، مهربان، صمیمی و ملموس ظاهر شد و توانست در دل مخاطبان جای بگیرد. او در ۸ اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در شهر اراک متولد شد و دوران کودکیاش را در خانوادهای کاملاً سنتی و پرجمعیت گذراند. پدر و مادر او به ارزشهای اخلاقی، خانوادگی و تربیتی اهمیت زیادی میدادند و همین موضوع باعث شد زهره از کودکی احترام به دیگران، مهربانی و اخلاقمداری را بیاموزد.
او سومین فرزند از میان هفت فرزند خانواده بود؛ سه برادر و چهار خواهر. زندگی در چنین خانوادهای به او روحیهای اجتماعی و انعطافپذیر بخشید. بعدها بسیاری از نزدیکانش میگفتند یکی از دلایلی که زهره حمیدی چنین توانایی طبیعی در نقشآفرینی داشت، همین تجربه بزرگشدن در محیطی شلوغ و سرشار از تعاملات انسانی بود.
زهره از همان سالهای نوجوانی به هنر علاقه داشت، اما شرایط خانوادگی و فرهنگی زمانه باعث شد نتواند خیلی زود به این حوزه وارد شود. با این حال، رؤیای بازیگری همیشه در گوشه ذهنش باقی مانده بود؛ رؤیایی که سالها بعد در میانسالی به حقیقت پیوست.
زهره حمیدی به شخصیت آرام، نجیب، کمحاشیه و متین معروف بود. او در طول سالهای فعالیت هنریاش تقریباً هیچگاه وارد جریانهای جنجالی نشد و ترجیح میداد تنها با آثار هنریاش شناخته شود. همین ویژگیها باعث شد احترام زیادی از سوی همکاران و مردم دریافت کند. او باور داشت که مردم باید بازیگر را به خاطر بازیاش دوست داشته باشند، نه حضور در حاشیهها.
با وجود آنکه بسیاری تصور میکنند بازیگران غالباً آموزشهای رسمی بازیگری یا رشتههای هنری را دنبال میکنند، اما مسیر زهره حمیدی کاملاً متفاوت بود. او پس از پایان دوران مدرسه، دیپلم خود را در رشته اقتصاد دریافت کرد؛ رشتهای که هیچ ارتباط مستقیمی با بازیگری نداشت. این تفاوت مسیر نشاندهنده آن است که علاقه واقعی او به هنر بیش از آنکه بر پایه تحصیلات باشد، ریشه در شخصیت، تجربههای زندگی و عشق درونیاش به تصویر و نقشآفرینی داشت.
زهره بعدها گفته بود که اگرچه رشته اقتصاد را بر اساس شرایط آن زمان انتخاب کرده بوده، اما همیشه علاقه به بازیگری را در قلبش داشته است. شاید همین فاصله میان تحصیلات و هنر باعث شد او داستان زندگی پختهتری برای ارائه در نقشهایش داشته باشد. او بدون گذراندن دورههای تخصصی، اما با تکیه بر احساس ذاتی، تجربههای مادرانه و مشاهده دقیق رفتار انسانها، وارد دنیای بازیگری شد و به سرعت جای خود را پیدا کرد.
در فضای سنتی دهههای گذشته، ازدواجهای زودهنگام رایج بود و زهره حمیدی نیز از این قاعده مستثنی نبود. او در سن ۱۶ سالگی ازدواج کرد و خیلی زود وارد مرحلهای از زندگی شد که برای بسیاری از نوجوانان ناشناخته بود: مسئولیت همسر بودن و مادر شدن.
زهره تا ۲۲ سالگی صاحب چهار فرزند شد؛ دو دختر و دو پسر. او در تمام این سالها مشغول خانهداری، تربیت فرزندان و رسیدگی به امور خانواده بود و کمتر فرصت داشت به انگیزهها و علاقههای شخصیاش بپردازد. اما او هیچگاه از داشتن خانوادهای پرجمعیت و مسئولیتهای مادری گلهمند نبود و همواره از آنها به عنوان «بزرگترین نعمت زندگیاش» یاد میکرد.
زهره در تمام دوران حرفهایاش سعی داشت زندگی خانوادگیاش را از فضای رسانهای دور نگه دارد. او به حریم خصوصی خانوادهاش اهمیت زیادی میداد و بارها گفته بود که نمیخواهد
فرزندانش زیر سایه شهرت او قرار بگیرند. رابطه او با همسر و فرزندانش همواره محترمانه، صمیمی و حمایتکننده توصیف شده است. به گفته نزدیکانش، حتی زمانی که وارد عرصه هنر شد، خانوادهاش نخستین حامیان او بودند.
زندگی زهره حمیدی با تمام زیباییهایش، لحظههای بسیار تلخی نیز داشت. یکی از سختترین و غمانگیزترین اتفاقاتی که او تجربه کرد، فوت پسر جوانش بود. او بارها در مصاحبهها گفته بود که مرگ فرزند، زخمی است که هیچ مادری نمیتواند از آن عبور کند.
پسر زهره حمیدی در جوانی و بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت. این حادثه ضربه عمیقی به روحیه او وارد کرد و مدتها در وضعیت روحی دشواری قرار داشت. بسیاری از همکارانش گفتهاند که زهره پس از این اتفاق تغییر کرده بود؛ آرامتر، درونگراتر و غمگینتر شده بود. با این حال، او تلاش کرد به خاطر دیگر فرزندانش و زندگی، امیدش را از دست ندهد.
این تجربه تلخ بعدها در نوع بازی او هم تأثیر گذاشت. نقشهایی که جنبه مادرانه، احساسی یا فقدان داشتند، در دست او عمق بیشتری پیدا میکرد. شاید یکی از دلایل تأثیرگذاری اجراهای او همین تجربه دردناک اما واقعی بود که در وجودش ثبت شده بود.
زهره حمیدی برخلاف بسیاری از بازیگران، در جوانی وارد سینما نشد. او در حالی فعالیت هنریاش را آغاز کرد که مادر چهار فرزند و زنی میانسال بود. این ورود دیرهنگام اما جسورانه، از او شخصیتی متمایز در سینمای ایران ساخت.
اولین حضور رسمی او مقابل دوربین در اوایل دهه ۷۰ و در فیلم «دلاوران کوچه دلگشا» بود. این فیلم سرآغاز ورود جدی او به بازیگری شد. کسانی که از نزدیک با او کار کردهاند، میگویند استعداد و صداقت بازیاش از همان ابتدا مشخص بود. او بدون تلاش برای تقلید، با اتکا به حس طبیعی و نگاه مادرانه وارد نقشها میشد.
ورود او به سینما نشان داد که بازیگری محدود به سن، رشته تحصیلی یا شکل ورود به این عرصه نیست؛ بلکه بیش از هر چیز وابسته به استعداد، احساس، پشتکار و صداقت است.
در طول سه دهه فعالیت، زهره حمیدی در بیش از ۳۵ فیلم سینمایی و حدود ۶۰ سریال تلویزیونی نقشآفرینی کرد. اگرچه اغلب نقشهای او مکمل بودند، اما آنقدر طبیعی، گرم و واقعی بازی میکرد که حضورش در ذهن مخاطب ماندگار میشد.
او در طیف گستردهای از ژانرهای خانوادگی، اجتماعی، ملودرام و مناسبتی ایفای نقش کرد. بسیاری از نقشهای او زنانی از طبقات مختلف جامعه بودند: مادری دلسوز، همسایهای مهربان، زنی سنتی، زنی سختکوش، یا مادری رنجکشیده. تواناییاش در نشان دادن احساسات مادرانه و انسانی باعث شد کارگردانان زیادی برای نقشهای مهم خانوادگی سراغ او بروند.
از مهمترین آثاری که زهره حمیدی در آنها حضور داشت میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
او نه تنها در آثار تلویزیونی، بلکه در سینما نیز حضور فعال داشت. سبک بازیاش ساده، روان و بدون اغراق بود. تماشاگر هنگام دیدن نقشهای او حس میکرد با انسانی واقعی مواجه است، نه شخصیتی ساختگی.
یکی از آثار برجستهای که نقش زهره حمیدی در آن توجه مخاطبان را جلب کرد، فیلم یا تلهفیلم «بیا میبخشیم» بود. این اثر که مضمون اجتماعی و اخلاقی داشت، فرصت خوبی برای نمایش تواناییهای احساسی و مادرانه او ایجاد کرد.
در این فیلم، او نقشی انسانی و تأثیرگذار را ایفا میکرد؛ نقشی که نه تنها با شخصیت واقعی او همخوانی داشت، بلکه اجازه میداد تجربه و پختگی زندگیاش به شکلی طبیعی و روشن در قالب نقش نمایان شود.
«بیا میبخشیم» از جمله آثاری بود که زهره حمیدی را در دل مخاطبان تثبیت کرد و نشان داد او حتی در نقشهای مکمل نیز میتواند اثرگذار و ماندگار باشد.
در اوایل شهریورماه سال ۱۴۰۳، جامعه هنری ایران خبر تلخی را دریافت کرد: زهره حمیدی پس از تحمل دورهای بیماری سرطان، در سن ۶۷ سالگی از دنیا رفت. خبر درگذشت او موجی از اندوه ایجاد کرد، زیرا بسیاری از مردم او را بازیگری صمیمی، بیحاشیه، مهربان و انساندوست میشناختند.
بسیاری از هنرمندان در پیامهای تسلیت خود نوشته بودند که زهره حمیدی یکی از معدود بازیگران بیحاشیه و کمتوقع سینمای ایران بود؛ کسی که با وجود سختیهای زندگی، همواره با لبخند، رفتار خوش و اخلاق حرفهای در صحنه حضور مییافت.
مراسم خاکسپاری او با حضور خانواده، هنرمندان و مردم برگزار شد و یاد او برای همیشه در حافظه سینمای ایران ماندگار خواهد بود.

همین الان مصاحبه کنید

همین الان مصاحبه کنید