بیوگرافی مهدی فرجی - تتوآرتیست
-
نام و نام خانوادگی : بیلی
-
تاریخ تولد : 1384/3
-
محل تولد : اراک
-
محل سکونت : تهران
-
شغل : تتوآرتیست
-
رشته تحصیلی: انصرافی روانشناسی
-
وضعیت تاهل : مجرد
آشنایی با بیلی؛ از دل چالشها تا خلق یک هویت هنری
در این گفتوگو، افتخار داشتیم میزبان یکی از چهرههای خاص و متفاوت دنیای هنر تتو در ایران باشیم؛ مهدی فرجی که او را بیشتر با نام هنری «بیلی» میشناسند. متولد خرداد 1384 در شهر اراک، بیلی نهتنها با مهارتهای هنریاش شناخته میشود، بلکه داستان زندگیاش نیز الهامبخش و تأثیرگذار است.
او در ابتدای صحبتهایش، با صداقت از روزهای کودکیاش میگوید:
»من توی یک خانوادهی نسبتاً فقیر بزرگ شدم. از همون بچگی میدونستم که راه راحتی توی زندگی ندارم. ولی همیشه تلاش کردم هر کاری رو که انجام میدم، درست و باکیفیت انجام بدم. از مدرسه و درس گرفته تا کار و هنر«.
بیلی از همان دوران ابتدایی علاقهی زیادی به طراحی و نقاشی داشت. این علاقه بعدها زمینهساز ورود او به دنیای تتو شد؛ دنیایی که نهفقط بهعنوان شغل، بلکه بهعنوان زبان بیان شخصی و هنریاش از آن یاد میکند.
کار از سن پایین؛ آغاز مسیر خودساخته
وقتی از او درباره ورودش به دنیای تتو میپرسیم، میگوید:
«دوازده سالم بود که اولین بار تتو زدم، اون هم برای خودم. اون موقع هنوز هیچ آموزشی ندیده بودم، ولی علاقهام اونقدر زیاد بود که نمیتونستم صبر کنم.»
با وجود اشتیاق زیاد، شرایط مالی خانواده اجازه نمیداد در کلاسهای تخصصی شرکت کند. بیلی تصمیم گرفت خودش راهی پیدا کند؛ راهی که از کار کردن در سن پایین آغاز شد.
«سیزده سالم که شد، شروع کردم به کار کردن. همزمان با مدرسه رفتن، توی رستوران کار میکردم. گاهی هم کارگری. هرچیزی که کمک کنه پول جمع کنم تا بتونم آموزش تتو ببینم.»
او تا شانزدهسالگی به همین روال ادامه داد؛ روزها کار و درس، شبها تمرین طراحی. تا اینکه بالاخره توانست با پساندازی که با زحمت فراوان جمع کرده بود، آموزش حرفهای تتو را نزد استادی به نام «تیمار» آغاز کند.
«همین الآن هم با استاد تیمسار زندگی میکنم. توی خیلی از مراحل زندگی کنارم بوده. از اون موقع، تتو برام فقط یه حرفه نبود، یه مسیر نجات بود.»
روانشناسی، دانشگاه و چالش با ساختار رسمی
بیلی فقط در هنر موفق نبوده؛ او به تحصیل هم اهمیت زیادی داده است. پس از دریافت دیپلم، وارد دانشگاه شد و رشته روانشناسی را انتخاب کرد. در توضیح دلیل این انتخاب میگوید:
«روانشناسی رو انتخاب کردم نه برای اینکه بخوام دکتر شم، بلکه چون دوست داشتم بفهمم ذهن انسان چطور کار میکنه. دلم میخواست هم خودم رو بهتر بشناسم، هم بتونم دیگران رو بفهمم و کمکشون کنم.»
اما حضور در دانشگاه با ظاهر خاصی که داشت – شامل تتوهای متعدد و پیرسینگ – چندان ساده نبود. او در این باره با لبخند تلخی میگوید:
«ظاهر من باعث میشد مدام با حراست دانشگاه مشکل داشته باشم. بهم میگفتن اجازه ورود نداری. هربار با کلی دردسر میرفتم سر کلاس. تا اینکه آخرش گفتن نمیتونی ادامه بدی و مجبور به انصراف شدم.»
با وجود این موانع، بیلی در دوران تحصیل از دانشجویان فعال بود و در اکثر کنفرانسهای علمی شرکت داشت. اما در ادامه، وقتی نوبت به خدمت سربازی رسید، به دلیل مسائل ظاهری و برداشتهایی که از سلامت روانیاش داشتند، کارت معافیت با عنوان «کارت قرمز» دریافت کرد.
«میگن صلاحیت روانی ندارم چون تتو دارم. این قضاوتها همیشه بوده. حتی گواهینامه رانندگی هم نمیتونم بگیرم.»
سبک خاص بیلی؛ خلاقیت، جسارت و روایتگری از دل پوست
آنچه بیلی را از دیگر هنرمندان تتو در ایران متمایز میکند، نه فقط مهارت فنی او، بلکه سبک خاصی است که خلق کرده. خودش میگوید:
«من تنها کسی هستم که چهرهی خودم رو طراحی میکنم، براش سناریو مینویسم، ادیت میکنم، و بعد هم روی بدن مشتری پیاده میکنم. این برای من فقط تتو نیست، یه بیان هنریه. یه روایت از هویت.»
در میان پروژههای خاصی که اجرا کرده، یکی از جنجالیترینشان مربوط به طراحی تصویری از صحنهای در یک فیلم بزرگسالانه بوده که با اجازه مشتری انجام داده ولی بهدلیل قوانین، امکان انتشارش را نداشته.
«اون پروژه برای من یه نقطه عطف بود. هم از نظر جسارت هنری، هم از نظر تکنیکی. شاید قابل نمایش نباشه، ولی عکسش هنوز هست.»
او اضافه میکند:
«وقتی بچه بودم، سه بار اقدام به خودکشی کردم. سنم بین ۱۲ تا ۱۵ بود. پدرم هم اون سالها درگیر اعتیاد بود. ولی الان که نگاه میکنم، همه اون سختیها من رو به اینجا رسوند. الان با قدرت میتونم بگم زندهم و دارم زندگی میکنم، به شکلی که خودم انتخابش کردم.»
بیلی امروز تنها بیست سال دارد، اما مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده که شاید خیلیها در طول عمرشان تجربه نکنند. او به ما ثابت کرد که هنر نهتنها راهی برای بیان، بلکه ابزاری برای بقا و بازسازی خود است.

ثبت در گوگل
همین الان مصاحبه کنید

مصاحبه
همین الان مصاحبه کنید